آمده بودم نان قرض بگیرم
نان را به نرخ روز به من خورانده اند
با این اوصاف کم فروشی من پای حقوقم می خورد
حق دارم نگران باشم وقتی همه نان به هم قرض می دهند
من آمده بودم نان قرض بگیرم که گیر افتادم .نانی ندارم به کسی قرض بدهم
نامم را به حراج گذاشته ام . من هیچم اگر می توانید بخریدم تا روی دستتان باد کنم . اگر می توانید بفروشیدم تا نان به نرخ روز نخورم .
من هیچم
همان هیچ بزرگ که پناهی پشت پنجره نگاهش می کرد!!!
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۴/۰۷ ساعت ۸:۱ ب.ظ توسط هیچ
|