از تمام قصه ها می شد فهمید
عذاب هم زاد شب است
و روز دلهره ی شب
با عذاب كنار می آیم
از ترس
تحمل وعده شنیدن
و انتظار كشیدن
انتظار
روان پریشان زندگی
در آرزوی مرگم
بی خیال اینكه
"بعد مرگ به كدام دوزخم می افكنند "
از تمام قصه ها می شد فهمید
خداوند دو دوزخ آفرید
یكی بهشت
و دیگری
جهنم
جاودانه
جهنم ماند
|
+|
نوشته شده در
87/09/14ساعت 3:2 بعد از ظهر  توسط هیچ
|