تبليغاتX
همان - نیایش
 
همان
 
 
می روم تا دورها شاید جایی از دست انسان رهایی یابم !!!
 
سحر آشفته

و افطار دلزده

پریشان در این میانه پرسه می زنم

 

گویا نیمه شب بارگاه خدا

به روی شرمنده ها بازتر است

و چهره ی اهورایی

   در سایه روشن شرم و لطف بارزتر

 |+| نوشته شده در  86/07/03ساعت 5:44 قبل از ظهر  توسط هیچ  | 
 
  بالا