تبليغاتX
همان - یه کار نیمه تمام یا قسمتی از شاید "رقص باد"
 
همان
 
 
می روم تا دورها شاید جایی از دست انسان رهایی یابم !!!
 
وزان و گریزان

باد

سرد و گرم کشیده ی روزگار

می رفت و می گفت

....

چنین است سخن باد

که دریا را به خروش وا می دارد

و دل کوه را می خراشد

...

در باغ باد می نوازد

و درختان می رقصیند

...

باد دنیا دیده

 همه ی دنیا را گردیده بود

 |+| نوشته شده در  86/05/22ساعت 0:59 قبل از ظهر  توسط هیچ  | 
 
  بالا