|
همان
|
||
|
می روم تا دورها شاید جایی از دست انسان رهایی یابم !!! |
گاهی برای درد تو می گریم گاهی به گریه های تو می خندم
روزی هزار مرتبه می میرم با کرمهای یخ زده می گندم
صبرم تمام می شود اما حیف بر عهد بی گریز تو پابندم
من ناله می کنم تو دعا بشنو تا باورت شود که رضامندم
از ظلمهای عادل بی همتا لابد دلم خوش است و خرسندم
|
|