تبليغاتX
همان
 
همان
 
 
می روم تا دورها شاید جایی از دست انسان رهایی یابم !!!
 
دیگر

   تاریخ را ورق نزن

از دیدن جنازه ها

روحم می گیرد

تاریخی

که زیباترین صفحاتش

سرشار از مظلومیت مردانه هاست

مرا بیش از این طاقت دیدن نیست

شرابم دهید

شرابی که مسخم کند

 

با تشکر از معلمان املا این هم از تاقت !

 |+| نوشته شده در  86/08/15ساعت 4:41 بعد از ظهر  توسط هیچ  | 
 
  بالا