|
همان
|
||
|
می روم تا دورها شاید جایی از دست انسان رهایی یابم !!! |
مردی که معنی نعره اش این بود :
خسته ام از خفت
تا چند سر فرود آوردن
و با هر ذلتی سر کردن
می ایستم بر دو پای عصیان
منم انسان
آفریده ی طغیان
سرکش تر از تمام شیاطین
در برابر خدایتان خواهم ایستاد
نعره کشید و افتاد
یعنی
به خدایت
بگو مرا از روی زمین بردارد
|
|