|
همان
|
||
|
می روم تا دورها شاید جایی از دست انسان رهایی یابم !!! |
چند متر طناب
برای ساختن تاب
یا آویختن رخت
یا بالا کشیدن کسی از اعماق
و یا شاید
آویزان شدن از آن
برای فرار از این بی نهایت سر در گم
من فقط چند متر طناب دارم
که مدتهاست همواره
می بینم
بر تشکی کهنه
افتاده
از ترس سر در گمی
سرم را دست می گیرم
و همانجا
فرار می کنم
کاش کابوسها اینهمه تکراری نبود
انگار دنیا حرف تازه ای ندارد
|
|