از پاره های دلم بپرس
سپر غرورم
به انزوا
از گفتگو به سکوت
از به
تا تهی شدن از آرزو ها
باور کن
هیچی
یعنی هیچ مساوی امید
تمام قصه ی شب را
به آفتاب خواهم گفت
سحر را ندیده اید ؟
RSS