تبليغاتX
همان
 
همان
 
 
می روم تا دورها شاید جایی از دست انسان رهایی یابم !!!
 
غرورم شکستنی نیست

 از پاره های دلم بپرس

سپر غرورم

 |+| نوشته شده در  85/05/25ساعت 0:33 قبل از ظهر  توسط هیچ  | 
از ازدحام

به انزوا

از گفتگو به سکوت

از به

تا تهی شدن از آرزو ها

باور کن

هیچی

یعنی هیچ مساوی امید

 |+| نوشته شده در  85/05/18ساعت 0:22 قبل از ظهر  توسط هیچ  | 
امشب

تمام قصه ی شب را

به آفتاب خواهم گفت

سحر را ندیده اید ؟

 |+| نوشته شده در  85/05/09ساعت 1:53 قبل از ظهر  توسط هیچ  | 
 
  بالا