تبليغاتX
همان
 
همان
 
 
می روم تا دورها شاید جایی از دست انسان رهایی یابم !!!
 
درگذشت شاعر و منتقد ایران  "منوچهر آتشی" را به همه ی ادب دوستان تسلیت عرض می کنم .
 |+| نوشته شده در  84/08/30ساعت 7:31 بعد از ظهر  توسط هیچ  | 
در دیار ما که صبحدم

شب طلوع می کند

من چه بی دلیل مانده ام در انتظار آفتاب

 |+| نوشته شده در  84/08/26ساعت 0:26 قبل از ظهر  توسط هیچ  | 
گاهی هیچ یعنی همه چیز
 |+| نوشته شده در  84/08/25ساعت 0:30 قبل از ظهر  توسط هیچ  | 
با شمایانم

ای قوم 

آیا برای رستن از تن تلاش می کنید ؟

یا برای پیوستن به تاریخی که در آن جایگاهی نداشته اید 

 |+| نوشته شده در  84/08/23ساعت 12:19 بعد از ظهر  توسط هیچ  | 
از رفتن مکرر خسته ام

در راهی که ابتدا و انتهایش یکیست

شتاب بی معنی ست

راههای گمراه را ترک می کنم

جاده ای مستقیم می جویم

تا شتابم در آن سودمند باشد

 |+| نوشته شده در  84/08/16ساعت 10:0 قبل از ظهر  توسط هیچ  | 
ناگزیرم از گریز

                  زیرا

                        زمینیانی که دوست دارم

                                                      اندک اند

و انسان نمایان

     هرگز جز زیادخواهی خود حقیقتی را نمی شناسند 

 اما من  فریاد می زنم :

 زمین که معجزه گاه خداوند بود

اینک از اعجاز حریص اینان عاجز شده است

                  آیا غارت دارایی زمین کافی نیست  ؟

 

 از اینان که در ارتفاع کشف فضا 

                 عظمت انسان را فراموش کرده اند

                       به عمق عظیم غار نشینی می گریزم . 

 

از گریز ناگزیرم

تا جانکندن انسانیت را

در میان قهقه ها ی مغرور انسان نمایان

 - ناتوان - به نظاره ننشینم

 

می گریزم

زیرا نه تنها نمی توانم حماقتشان را حمایت کنم

 بر حقانیت شان کافرم

            اینان هرگز از کیف کیفر من چشم نخواند پوشید

 




 |+| نوشته شده در  84/08/13ساعت 1:44 قبل از ظهر  توسط هیچ  | 
از نو

باید تکرار را کنار گذاشت

مکررا باید تکرار را کنار گذاشت

 

 

 |+| نوشته شده در  84/08/10ساعت 9:14 قبل از ظهر  توسط هیچ  | 
انسان معجونی از حقیقت و ناپاکیست

انسان عصاره ی دنیاست

دنیا نیازمند انسان ها

و

نیاز

گریبان گیر انسانهاست

 |+| نوشته شده در  84/08/02ساعت 10:21 قبل از ظهر  توسط هیچ  | 
 
  بالا