تبليغاتX
همان
 
همان
 
 
می روم تا دورها شاید جایی از دست انسان رهایی یابم !!!
 
من شکست خوردنم را

در نبرد خدا و شیطان

سر افکندگی نمی شمارم

مگر خدا راننده ی شیطان نبود

٫

در  جنگ بی پایان خدا و شیطان

من محکوم به شکستم

 |+| نوشته شده در  84/06/29ساعت 3:44 قبل از ظهر  توسط هیچ  | 
تنم نیم سوز کویر است و پاهایم هنوز خار دست چین می کند گنگ تر از شهوت راه می روم گاهی دلم عرق سوز می شود شن های کویر از من تشنه ترند اما دریغ از قره ای عرق !
 |+| نوشته شده در  84/06/24ساعت 5:39 قبل از ظهر  توسط هیچ  | 
در دیار من

برای برخاستن و پیشی گرفتن

 هیچ وقت دیر نیست

زیرا همه نشسته اند !!!

 |+| نوشته شده در  84/06/20ساعت 0:40 قبل از ظهر  توسط هیچ  | 
زندگی سفر نیست

یا بستر

چرا که  از عبور ناگزیری

 

 |+| نوشته شده در  84/06/19ساعت 0:30 قبل از ظهر  توسط هیچ  | 
تلاش بی ثمر بود

و

گریه بی اثر

تو دیگر نمی دیدی

                     و نمی شنیدی

چون دلت شکسته بود

 

 |+| نوشته شده در  84/06/17ساعت 12:40 بعد از ظهر  توسط هیچ  | 
چیزی نیست

جز لحظه ای که نفس می کشد

هیچ چیزی نیست

 |+| نوشته شده در  84/06/15ساعت 5:42 بعد از ظهر  توسط هیچ  | 

 

 |+| نوشته شده در  84/06/06ساعت 8:32 بعد از ظهر  توسط هیچ  | 
چوپان گلایه می کند

گوسفندان گلایه می کنند

سگ گلایه می کند

شکایت جزیی از وجود آدمهاست

عادتی همیشگی

 |+| نوشته شده در  84/06/04ساعت 7:49 بعد از ظهر  توسط هیچ  | 
 
  بالا